چرا همیشه جذب آدم‌ های اشتباه میشم ؟

طلسمِ روابط سمی؛ چرا همیشه جذب آدم‌ های اشتباه میشم ؟، سرد و در دسترس‌نبودن می‌شوم؟

طلسمِ روابط سمی؛ چرا همیشه جذب آدم‌ های اشتباه میشم ؟، سرد و در دسترس‌نبودن می‌شوم؟«باز هم همون داستان تکراری… اولش همه‌چیز عالی بود، اما یک‌دفعه سرد شد و رفت.»
اگر احساس می‌کنید روی پیشانی‌تان نوشته شده «لطفاً قلب من را بشکنید!»، یا فکر می‌کنید دچار یک طلسم یا بدشانسی در عشق هستید، باید به شما بگوییم که پای هیچ طلسمی در میان نیست؛ پای ناخودآگاه شما در میان است.

شما همیشه به کمک یک مشاور و روانشناس کرج نیاز دارید.


وقتی ما بارها و بارها با آدم‌هایی وارد رابطه می‌شویم که از نظر عاطفی در دسترس نیستند، به ما خیانت می‌کنند، پنهان‌کارند یا ما را در اولویت قرار نمی‌دهند، یعنی در حال تکرار یک «الگوی روانی» هستیم.
در روانشناسی، ما به شانس اعتقادی نداریم؛ ما معتقدیم: «ما جذب کسانی نمی‌شویم که برای ما خوب هستند، ما جذب کسانی می‌شویم که برای ما “آشنا” هستند!»

اما این آشنایی دردناک از کجا می‌آید؟ بیایید این کلاف سردرگم را با دو مفهوم مهم روانشناسی (طرحواره و سبک دلبستگی) باز کنیم.


۱. اشتباه گرفتنِ «اضطراب» با «عشق» (پروانه‌های توی شکم!)

بزرگترین دروغی که فیلم‌های رمانتیک به ما گفته‌اند این است که عشق یعنی هیجانِ شدید، تپش قلب و بی‌قراری. وقتی با یک آدم اشتباه (مثلاً یک فرد خودشیفته یا سرد) آشنا می‌شوید، سیستم عصبی شما متوجه نشانه‌های خطر (Red Flags) می‌شود و هورمون استرس (کورتیزول و آدرنالین) ترشح می‌کند.
شما این تپش قلب و اضطراب را با «عشق و هیجان اولیه» (پروانه‌های توی شکم) اشتباه می‌گیرید!

در واقع، وقتی با یک آدمِ سالم و امن روبرو می‌شوید که پیامتان را زود جواب می‌دهد، بازی روانی راه نمی‌اندازد و تکلیفتان با او روشن است، سیستم عصبی شما آرام است. اما شما چه می‌گویید؟ می‌گویید: “خیلی آدم خوبیه، اما هیچ حسی بهش ندارم، خیلی خسته‌کننده‌ست!”
حقیقت این است که او خسته‌کننده نیست، او فقط سیستم اضطراب شما را فعال نکرده است.

چرا همیشه جذب آدم‌ های اشتباه میشم ؟

۲. تله دلبستگی (جاذبه مرگبار بین مضطرب‌ها و اجتنابی‌ها)

اگر شما همیشه نگرانید که پارتنرتان شما را ترک کند، مدام نیاز به تایید دارید و وقتی از او بی‌خبرید دیوانه می‌شوید، شما دارای «سبک دلبستگی اضطرابی» هستید.
از طرف دیگر، آدم‌هایی که از صمیمیت فرار می‌کنند، به محض جدی شدن رابطه عقب می‌کشند و فضای شخصی زیادی می‌خواهند، دارای «سبک دلبستگی اجتنابی» هستند.

از نظر روانشناسی، این دو گروه مثل آهنربا جذب هم می‌شوند! (به این حالت دام اضطرابی-اجتنابی می‌گویند).

  • چرا شما جذب او می‌شوید؟ چون سردیِ او، این باور عمیق و دردناک را در شما تایید می‌کند که: “من به اندازه کافی خوب و دوست‌داشتنی نیستم، باید بیشتر تلاش کنم تا او من را بخواهد.”
  • چرا او جذب شما می‌شود؟ چون وابستگی شما به او احساس قدرت می‌دهد، اما به محض اینکه نزدیک می‌شوید، احساس خفگی می‌کند و فرار می‌کند.

۳. طرحواره رهاشدگی (زخم‌های کودکی که بیدار می‌شوند)

طرحواره‌ها، عینک‌هایی هستند که ما از کودکی به چشم زده‌ایم و دنیا را از پشت آن‌ها می‌بینیم.
اگر در کودکی، والدین شما از نظر عاطفی در دسترس نبودند (مثلاً مادری که افسرده بود، پدری که همیشه سر کار بود، یا والدینی که بین قهر و آشتی نوسان داشتند)، کودک درون شما یاد گرفته است که: «عشق یعنی بی‌ثباتی. عشق یعنی من باید برای گرفتن ذره‌ای توجه، التماس کنم یا بجنگم.»

حالا در بزرگسالی، ناخودآگاهِ شما به دنبال آدم‌هایی می‌گردد که شبیه به مراقبان اولیه‌تان (پدر یا مادر) باشند. چرا؟ چون ناخودآگاهِ شما می‌خواهد این بار در این بازی برنده شود!
شما یک آدمِ بی‌تفاوت را انتخاب می‌کنید و با خودتان می‌گویید: “این بار فرق دارد، من با عشق و محبتم او را تغییر می‌دهم و کاری می‌کنم که بماند!” (سندرم ناجی). اما متاسفانه، شما باز هم رها می‌شوید و طرحواره شما تایید می‌شود: “دیدی؟ آخرش همه منو ول میکنن!”


چرا همیشه جذب آدم‌ های اشتباه میشم ؟

چگونه این طلسم را بشکنیم و چرخه را متوقف کنیم؟

خبر خوب این است که شما محکوم به تکرار این الگو نیستید. آگاهی، اولین قدم برای شفای روان است. برای خروج از این چرخه سمی، قدم‌های زیر را بردارید:

۱. تعریف خود از «عشق» را تغییر دهید

باید بپذیرید که عشق واقعی، پر از درام، قهر و آشتی‌های مکرر و استرس نیست. عشقِ سالم، آرام، امن و گاهی حتی از نظر هیجانی «یکنواخت» است. باید به سیستم عصبی خود آموزش دهید که به جای هیجانِ ناشی از ترس، به دنبال «آرامش» باشد. به آدم‌های امنِ زندگی‌تان (که شاید در نگاه اول جذابیتِ دیوانه‌واری برایتان نداشتند) فرصت دوباره بدهید.

۲. قانون «پتانسیل ممنوع!» را اجرا کنید

ما معمولاً عاشقِ «پتانسیل» آدم‌ها می‌شویم، نه واقعیتِ آن‌ها. با خود می‌گوییم: “اگه فقط یکم مهربون‌تر بشه… اگه فقط کارش روی غلتک بیفته عالی میشه”.
قانون جدید: آدم‌ها را همان‌طور که همین الان هستند ببینید و بپذیرید. اگر وضعیت امروزِ این آدم (با همین سردی و بی‌تفاوتی) تا ۵ سال آینده هیچ تغییری نکند، آیا باز هم او را می‌خواهید؟

۳. روی «ارزش درونی» خود کار کنید

دلیل اینکه رفتار بد دیگران را تحمل می‌کنید این است که در اعماق وجودتان باور ندارید لایق یک عشق بی‌قید و شرط هستید. تمرین کنید که به تنهاییِ خودتان ارزش بدهید. کسی که از تنهایی نترسد، به هر رابطه نصفه‌ونیمه‌ای تن نمی‌دهد.

۴. کمک گرفتن از تِراپی (طرحواره درمانی)

شکستن طرحواره رهاشدگی به تنهایی کار بسیار سختی است، زیرا این الگوها در عمیق‌ترین لایه‌های مغز شما حک شده‌اند. یک روان‌درمانگر (با رویکرد طرحواره‌درمانی یا CBT) می‌تواند به شما کمک کند تا ریشه‌های این تله را در کودکی‌تان پیدا کنید و کودک درون آسیب‌دیده‌تان را شفا دهید.

کلام آخر:
شما «بدشانس» نیستید؛ شما فقط تا امروز داشتید از روی یک نقشه اشتباه مسیر را می‌رفتید. شما نیازی ندارید کسی را تغییر دهید تا ثابت کنید دوست‌داشتنی هستید. شما همین حالا، بدون نیاز به دویدن به دنبال آدم‌های اشتباه، کافی و لایقِ دوست داشته شدن هستید.

 

like

امتیاز کاربر: اولین نفر باشید !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه تماس
رزرو وقت مشاوره